حسن الحسيني النجفي القوچاني ( آقا نجفى قوچانى )
82
شرح دعاى صباح ( فارسى )
يعنى : شق نمودى به رحمت واسعهء خود ظلمت شب را ، پس طالع شد صبح يا به معنى سپيدهء صبح است و مفعول محذوف است يعنى شق نمودى به رحمت خود ظلمت شب را از سپيدهء صبح ، وجه ربط : چون تأليف قلوب بين مؤمنين شد بالصّلح و المودّت و الأخوّت ، و بين مسلمين و كفّار هم بالبر و القسط منشقّ شد ، صبح حسن انتظام امر معاش و معاد و چون تأليف بين ارواح و ابدان شد منشق شد صبح وجود هيكل توحيد و چون تأليف شد بين عناصر اربعه به جمع المزاج منشق شد صبح وجود لطيفه روحانى يعنى نفس ناطقه . و انرت بكرمك دياجى الغسق ، عطف است بر خلقت به جهت كمال اتّصال و مناسبت ، دياجى جمع دجى به معنى تاريكى ، غسق اوّل شب است . يعنى : و روشن و منوّر ساختى به كرم خود تاريكىهاى شب را . و در ذكر برحمتك در فقرهء سابقه و بكرمك در اين فقره اشاره است به اين كه كارهاى خدا محض جود و كرم است و بلا غرض است نه اينكه اصلا غرض در فعل او نيست بلكه مقصود اين است كه در فعل خدا غرضى زايد بر ذات او نيست و الاّ احتياج و استكمال لازم آيد و محال است و التّفصيل في محلّه . و انهرت المياه من الصّم الصّياخيد عذبا و اجاجا ، عطف است بر الفت ، انهرت يعنى ارسلت و مياه جمع ماء است ، صمّ به ضمّ ، جمع اصم است به معنى محكم و ميان پر صفت است از براى موصوف محذوف ، عذب هر شراب گوارا را گويند و أجاج به معنى آب تلخ و شور است . يعنى : و جارى فرستادى آبها را از سنگهايى كه اين صفت را دارد بسيار محكم و سخت است در حالى كه آن آبها بعضى گوارا و بعضى تلخ و شور است و مىشود كه كنايه باشد از تكوين ارواح مؤمنين و ارواح كفّار ، مثل قوله تعالى : « هذا عَذْبٌ فُراتٌ وَ هذا مِلْحٌ اجاجٌ » [ 1 ] .
--> [ 1 ] فرقان - 53 : يكى گوارا و شيرين و ديگرى شور و تلخ .